close
خرید vpn
داستان اولیا
loading...

تارنمای 19 بهمن

داستان اولیا

در سفر به مشهد هنگامی که شیخ رجبعلی خیاط در صحن حرم مطهر امام رضا علیه السلام بود جوانی را می بیند که در کنار پنجره فولاد به گریه و زاری ، امام رضا علیه السلام را به حق مادرش قسم می دهد و دعا می کند و چیزی می خواهد. شیخ رجبعلی به یکی از همراهان می گوید برو به جوان بگو درست شد برو . آن جوان هم می رود.

 

از شیخ می پرسند : جریان چه بود ؟

ادامه داستان شیخ رجبعلی رساننده پیام امام رضا علیه السلام به جوان خواهان ازدواج

 

 

 

لینک مرتبط :

 

 


Admin بازدید : 7169 شنبه 06 آبان 1391 زمان : 17:42 نظرات ()

روزی سید رضی قدس سره به نماز برادرش سید مرتضی قدس سره اقتدا نمود ولی در بین نماز قصد فرادا کرده ، نماز را به تنهایی و بدون جماعت خواند . وقتی که به خانه مراجعت کردندسید مرتضی نزد مادر به گلایه و شکایت پرداخت .مادر هم سید رضی را مورد مذمت و عتاب قرار داد.

ادامه داستان دیدن حالت واقعی نماز گزار در نماز

 

 

 

 

لینک مرتبط :

 

 


Admin بازدید : 9803 چهارشنبه 03 آبان 1391 زمان : 22:39 نظرات ()

آقای حاج غلامحسین گلستان که مردی متدین و از اخیار کسبه ی بازار است نقل کرد که : من شاگرد خیاط بودم . پدرم فوت کرده بود و متکفّل امور مادرم بودم . بدبختانه نوبت اعلام اسم من برای نظام وظیفه رسید.
ناراحت بودم . روزی رفتم نخودک درب منزل حاج شیخ را زدم . خود آن بزرگوار آمد . عرض کردم : آقا شاگرد خیاطم ، پدرم فوت کرد و من کفیل مادرم هستم بزودی اسمم را برای نظام وظیفه اعلام خواهند کرد ، محبتی بفرمایید.


ادامه داستان حل کردن اعجاز انگیز مشکل سربازی جوانی به وسیله یک ولی خدا

 

 

 

لینک مرتبط :

 

 


Admin بازدید : 3863 یکشنبه 30 مهر 1391 زمان : 22:36 نظرات ()

مرحوم سید نعمت الله جزایری می گوید : جدم سید شمس الدین که دارای مقامات و کرامات بود گاوی داشت که برای چرا به بیابان می رفت. روزی آن گاو در بیابان تنها مشغول چرا بود که ناگهان ، شیر درنده ای به او حمله کرده و به او زخم های متعدد وارد کرد ، تا اینکه آن گاو ، مرد.

ادامه داستان استفاده از شیر وحشی به جای گاو

 

 

 

 

لینک مرتبط :

 

 


Admin بازدید : 8405 پنجشنبه 27 مهر 1391 زمان : 22:34 نظرات ()

چند نفر از سادات نجف آباد اصفهان به خدمت مرحوم بیدآبادی آمده و گفتند :چشمه آبی که از دامنه کوه جاری می شد و مورد بهره برداری اهالی بود چندی است خشکیده و ما در زحمت هستیم . دعایی کنید تا فرجی شود.

ادامه داستان جاری کردن آب از چشمه خشکیده کوه

 

 

 

لینک مرتبط :

 

 


Admin بازدید : 4015 دوشنبه 24 مهر 1391 زمان : 22:31 نظرات ()

تعداد صفحات : 29

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان
    آمار سایت
  • کل مطالب : 383
  • کل نظرات : 295
  • افراد آنلاین : 6
  • تعداد اعضا : 2318
  • آی پی امروز : 232
  • آی پی دیروز : 278
  • بازدید امروز : 1,888
  • باردید دیروز : 1,641
  • گوگل امروز : 126
  • گوگل دیروز : 148
  • بازدید هفته : 1,888
  • بازدید ماه : 44,794
  • بازدید سال : 44,794
  • بازدید کلی : 2,523,048
  • کدهای اختصاصی